صفحات پاپ آپ

72عارف کوهبنان » ادبیات / شعر
آرشیو ادبیات / شعر

حکایت خنده‎ها و گریه‎های باباحبیب در گفت‎و‎گویی با نشریه خیمه(سال 82)؛

مرحوم حبیب الله چایچیان: اگر یک مصرع از ما قبول کنند گذشته و آینده ی ما تأمین می‎شود

تازه متوجه شدم که این یک اعجاز از حضرت رضا (ع) است. شعری که من شب قبل در مدح آن حضرت سروده بودم، با شعری که آن استاد مصری در مشهد مقدس گفته بود به طوری در قافیه و معنی هماهنگ و یکسان بودند که آن استاد مصری خیال کرده بود من در همان مجلس، اشعار عربی او ...

نگاه لطف او به ما علی الدوام می‌‌رسد

به سوی یار از ندارها سلام می‌‌رسد خوشیم این سلام‌ها به آن امام می‌‌رسد   شدیم بی نصیب از نظارۀ رُخش، ولی نگاه لطف او به ما علی الدوام می‌‌رسد  ... ...

گفت در روضه به دنبال چه می‌گردی تو؟

ذرۀ خاکم و با عشق تو زر می‌گردم نامت ‌آید به میان، زیر و زبر می‌گردم   کفتر جلد حریم تو‌ام آقا، یعنی هر کجا می‌روم آخر به تو بر می‌گردم  ... ...

کرب و بلایی‌ام کن

 بر نفس خود دچارم، یابن الحسن اغثنی عبدی خرابکارم، یابن الحسن اغثنی   در غفلت از قیامت، با شعلۀ جهالت آتش گرفته بارم، یابن الحسن اغثنی  ... ...

پرستوی یتیم

روی دشتی از خون روی تلی از خاک ایستاده به تماشای عمو می‌وزد باد و رخ سوخته‌ای می‌‌سوزد می‌وزد باد و ترک‌های لبش شعله‌ور است  ... ...

والله که کشتی نجات است حسین

فرماندۀ کل کائنات است حسین معنای نماز و صلوات است حسین   ای آنکه برات کربلا می‌‌خواهی در دست کرامتش برات است حسین   ...

بیا و روضۀ کرب و بلا بخوان امشب

غروب روز سه‌شنبه دلم هوایی توست و عاجزانه نگاهش به میزبانی توست   غروب روز سه‌شنبه دوباره می‌‌خوانم بیاکه لحظۀ امداد آسمانی توست  ... ...

گنجینۀ اسرار

زیر ایوان طلایت بخت با من یار شد شور و حالم قیل و قال کوچه و بازار شد   هرکسی عمّان نخواهد شد مگر در خانه‌ات در حرم بودم، دلم گنجینۀ اسرار شد  ... ...

حالا تو را هجا به هجا گریه می‌‌کنم

جای گله ز فاصله‌ها گریه می‌‌کنم با نام سیدالشّهدا گریه می‌‌کنم   من که تمام عمر ز داغت گریستم در بین قبر هم چه بسا گریه می‌‌کنم  ... ...

طفل یتیم، حس یتیمی نداشته

بر روی خاک، بال و پر خویش می‌‌زند دارد دوباره او به سر خویش می‌‌زند   طفل یتیم، حس یتیمی نداشته حالا عجیب بر جگر خویش می‌‌زند  ... ...

أین الحبیب؟

دست در دست باد می‌‌ریزد به روی شانه گیسوان سپید موج در موج می‌‌تراود نور از دو چشمش، دو چشمۀ خورشید   ...

عباس می‌‌شوم علمم را بیاوری

  با عمه گفت: کشت مرا سوز این نفس من را بزرگ کرده برای همین نفس با آخرین توانم و تا آخرین نفس   ...

سائل خورشید

قدمتی که شاه دارد را گدا هم داشته حکمتی که فقر دارد را غنی هم داشته   تا زمین خوردیم با نام تو سرپا می‌شدیم دردهامان از طفولیت دوا هم داشته  ... ...

مادری آتش گرفت و دختری آتش گرفت

روز اول بسته کار عاشقی را با خدا آنکه پای نخل‌های کوفه رفته تا خدا   هر اولوالعزمی که می‌گویند خاطر خواه اوست عهد بسته پای عشقش با پیمبرها خدا  ... ...

پادشه کربلا

ذکر لب انبیاء، حسین علیه‌السلام اعظم اسم خدا، حسین علیه‌السلام   فیض دمادم حسین، هستی خاتم حسین کیست من المصطفی؟ حسین علیه‌السلام  ... ...

مصحف غم‌های کربلا

شب‌های بی قراری چشمم سحر نشد دلواپسی و غربت و اندوه، سر نشد آهم کشید شعله، ولی بال و پر نشد اصلاً کسی ز حال دلم با خبر نشد     ...

غلام حیدر

از عطای فاطمه من مبتلا بر حیدرم

 ...

خداحافظ جوشن تقوی

 

خداحافظ ‌ای بهار دلم، ‌ای دعای ...

عهد کودکی

 

گفت زینب تا مکان در دامن ماد&# ...

فریاد از تو

 

اى یزید! این همه بیداد مکن، د& ...

  • آخرین اخبـار
  • پربازدیدترین ها
گیشه روزنامه

تلگرام 72عارف

آرمان کرمان

72عارف در آپارات

اخبار 72عارف کوهبنان در خبرگزاری دانا

دانلود آخرین ورژن سلام

تقویم شمسی
آذر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« آبان    
 123
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰